خواجه امام ظهير الدين نيشابورى / ابو حامد محمد بن ابراهيم ت 599

44

سلجوقنامه ( وذيل سلجوقنامه محمد بن ابراهيم ) ( فارسى )

ابرو چهره باندكمايه زردى مايل سياه محاسن و انبوه به طول مايل و وزراء او مؤيد الملك بن نظام الملك وزير خطير الملك ابو منصور محمد بن حسين الميبدى و سعد الملك سعد بن محمد بن على الآوى و ضياء الملك احمد بن نظام الملك و ابو منصور القيراطى حجاب عبد الملك حاجب تكين الحاجب على يار ذكر جلوس سنجر بن ملكشاه سلطان سنجر پادشاهى بزرگ بود از واسطهء آل سلجوق ممتع به طول عمر و طيب عيش و نشر ذكر و جمع اموال و فتح ديار و بلاد و قمع اضداد و قهر اعدا و احباد و ظفر بر مراد فركيان داشت و هيبت خسروان آئين شرايط جهاندارى و قواعد رسوم پادشاهى و ناموس ملك و جهانيان نيكو دانستى اگرچه در جزويات امور ساده‌دل بود اما رأيى صائب و عزيمتى صادق داشت در وقت لشگر كشيدن و باخصم مصاف دادن و از ابتداء عهد كه بخراسان ملك شد از قبل بركيارق برادرش تا حدود چهل سال او را نوزده فتح ميسر شد و در هيچ‌وقت او را شكستى نيفتاد و مملكت غزنين كه هيچكس از آل سلجوق قصد و عزم آن نكرد بگرفت و از اولاد محموديان بهرامشاه را در آن مملكت نصب كرد به شرط آنكه هرروز يكهزار دينار از فرضهء شهر بخزانه رساند و از جهت تحصيل اين مال عاملى از ديوان خود آنجا تعيين فرمود و همچنين ملك سمرقند بگرفت كه بعد از وفات بركيارق احمد خان عاصى شده بود سلطان چهار ماه آن را حصار داد و در سنهء 524 بستد و احمد را باسيرى بگرفت و چون چندان ولايت كه پدرش ملكشاه داشته بود مستخلص كرد و سيستان و خوارزم در قبضهء تصرف آوردد و آتسز بن محمد بن نوشتكين غرجه را خوارزمشاهى او داد و تاج الدين امير ابو الفضل را ملك نيمروز زابلستان ارزانى داشت و در مصافهاى معظم و لشكر عرمرم پهلوان سپاه او بودى و او را در مصاف غزنين و جنگ پيلان مقاماتست و بعد از وفات برادرش در احدى عشر خمسمائه بعراق آمد كه در قبضهء تصرف سلطان محمود بن محمد بود امراء حضرت او را برآن داشتند كه با عم مصاف داد شكسته و منهزم باصفهان آمد و سلطان سنجر بدار الملك رى بود ولايت مىبخشيد علىباركى